شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى
126
مجمع الاحكام ( فارسى )
و عمارتها بسيار كنند . ميوهها نيكو و بسيار آيد و حال گندم و جو خوب بود و باشد كه بعضى كشتها را بيمارى افتد ، زرد شوند و تباه گردند . كشتيها « 1 » را خوف كمتر و سلامت غالب بود و آب جويها را مدد زيادت گردد و ماهى بسيار بود . اين دلالت به اعتبار ذات و انفراد او است اما به اعتبار بروج اگر در حمل بود ميان اهل خراسان و طايفه ( اى ) « 2 » كه از ايشان شمال مغربى باشند حرب افتد . مردمان را تندرستى غالب بود ، اما درد سر و سلفه « 3 » بسيار بود ، خاصه در فصل خريف و بارانها و سيلها فراوان بود . درختان و كشتها نيكو باشند . اگر شمالى بود گرما سخت باشد و سموم و زد و اگر جنوبى بود سرما سخت بود و اگر مشرق بود تريها بسيار بود خاصه در فصل خريف و اگر راجع بود فساد حال جمله چيزها بود كه به وى منسوب باشند و اگر از شعاع آن وقت ظاهر گشته بود بيمارى اندك و مردمان را درد سر و سفله بسيار بود و نقصانى به مرغان راه يابد و باد شمال بسيار جهد و باران و برف بسيار آيد و غلهها سلامت بود . اگر در ثور « 4 » بود وزيران و اصحاب قدر و شرف را حال بد بود و بعضى از ايشان هلاك شوند و درد چشم بسيار بود و سرما سخت زيانكار و باران و برف و زلزله اول زمستان بسيار بود . طعام فراخ بود . ميوهها را خطر بود و بعضى از ايشان هلاك شوند و هوا را ميل « 5 » ترى باشد و اگر راجع بود پادشاهان را دشمنان انگيخته شوند و اگر از شعاع آن وقت بيرون آمده باشد « 6 » بزرگان و مشهوران ( را ) خطر بود و بعضى از ايشان هلاك شوند و به زمستان باران بىاندازه آيد و برفها بسيار و بادها سخت و سرما « 7 » عظيم و ميوهها تباه شود .
--> ( 1 ) . متون . كشتها . ( 2 ) . م . طايفه . ( 3 ) . سلعه ؟ نگاه كنيد به يادداشتهاى پايان كتاب . ( 4 ) . م . ميزان سپس خط زده و در حاشيه به ثور اصلاح كرده . ( 5 ) . متون . سيل . ( 6 ) . م . به بزرگان ، در م بالاى سطر . ( 7 ) . م . برفهاى ، بادهاى سرماى .